تبلیغات
عشق پایان ناپذیر

عشق پایان ناپذیر
برای پیشرفت سه چیز لازم است : اول پشتکار دوم پشتکار سوم پشتکار 
نظر سنجی
آیا از مطالب وبلاگ راضی هستید؟



مطلبی طنز به مناسبت ولادت امام باقر (ع)


مکالمه ای بین من و مادرم:
-مامان
- جونم
- داشتم ماست می خوردم
- نوش جونت پسرم
- ریخت رو فرش
- کوفتو بخوری نکبت؛ خاک تو سرت....

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin


چند وقت پیش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که
بزنه تو صورتم...!
منم یهو رفتم تو فاز هندی گفتم:
بزن بابا..!
بزن !
بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه...!
بزن که بفهمم هنوز بی صاحاب نشدم...!
بزن بابا!
ودر نهایت ناباوری بابام زد تو گوشم

زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟
میگه: چون کندی سرعت دارین!
گفتم اجرت با سید الشهدا خیالم راحت شد، یه خانواده از نگرانی در اوردی ! پس دلیلش اینه! البته خودمم شک کرده بودم!

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم 2دقیقه دیگه میام!
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو.....
من که حلالشون نمی کنم!!!!!

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

دست مخترع کولر درد نکنه چون:
اگه به ما بود الان
یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی
هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!!
یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید
روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!
اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندیو
فقط بنده های واقعی و با تقوا خنک میشن ...




سلامتی پنگوئن که یه ذره قد داره، اما بازم لاتی راه میره ....


یادش به خیر زمانی كه راهنمایی بودیم یه دبیر داشتیم هر موقع از دست ما عصبانی میشد میگفت: گوساله ها خجالت بكشید من جای پدرتون هستم!



بزرگترین حرف های کینه توزانه با این جمله توجیه میشه : ” به خاطر خودت میگم “

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin



دقت کردین وقتی با ماشین هستیم
احساس میکنیم گم شدیم اول ضبط ماشین رو کم میکنیم!!!



دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خشگل و ناز توی یه سانتافه بود ...
براش دست تکون دادم ، اونم همینکارو کرد و بوسم برام پرت کرد !
خلاصه عشق وصفا و صمیمیت .. خیلی خوشگل داشت پا میداد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ 4 یا 5 سال بود

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin


 همیشه یه احمقی پیدا میشه که ماشینشو جلوی پارکینگ خونه ت پارک کنه .. حتی اگه خونه نداشته باشی !!!


big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin


رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بیارمش
برگشتنه گشت بهمون گیر داده ، میگه خانوم كى باشن؟
منم با حالت عصبانى میگم خواهرمه! مشكلى هست؟
بعد یهو خواهرم میگه :
جناب سروان دروغ میگه !!!
دوست دخترشم ؟؟؟؟
میگم دروغ میگه به خدا جناب سروان ؟
یارو هم مدارك ماشینُ گرفت گفت بیا كلانترى معلوم میشه!!
به خواهرم میگم مرض دارى مگه!!!!
میگه بریم كلانترى بعد بابا اینا بیان دنبالمون مامورِ ضایع بشه یه ذره بخندیم؟؟؟






طبقه بندی: طنز،
[ چهارشنبه 3 خرداد 1391 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ س۔ع.م ز ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام و تشکر از شما که به وبلاگ این بنده سری زدید .
لطفا اگر وقت کردید نظر بگذارید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


کد پخش زنده برای سایت شما